...تنها ترين تنها،منم |
هنوز خاکسترهای نیمه خاموش عشقم باقی است |
هيچ وقت از دوست داشتن انصراف نده حتي اگه کسي بهت دروغ گفت ، بازم بهش فرصت بده ... عشق رو تجربه کن حتي اگه توش شکست بخوری .... اينو بدون که اگه کسي وارد زندگيت شد و گذاشت رفت علاوه بر اينکه خاطره بجا ميزاره مي تونه يه تجربه هم بجا بزاره +نوشته شده در85/12/26ساعت 0:21 توسط تنها ترین تنها | دختره از پسره پرسيد من خوشگلم؟گفت نه! گفت دوستم داري؟گفت نوچ! گفت اگه بميرم برام گريه ميکني؟ گفت اصلا! دختره چشماش پر از اشک شد. هيچي نگفت:پسره بغلش کرد گفت: تو خوشگل نيستي زيبا ترين هستي! .تورودوست ندارم چون عاشقتم! اگه تو بميري برات گريه نميکنم چون من هم ميمرم
......................................................................... شغل : عاشق.... نام پدر: پريشان.... نام مادر: گريان.... نام خواهر : نگران.... نام برادر: انتظار.... نام دوست : بي خيال.... محله : از ديار فراموش شدگان... درد : سکوت.... غزل : آه .... دبيرستان : عاشقان..... جرم : به دنيا آمدن..... محکوم : به زنده ماندن ... پلاک : بيکران...... نشاني :شهر صفا ، ميدان وفا ، بزرگراه محبٌت ، خيابان آشنايي ، چهارراه سرگرداني...!!!
+نوشته شده در85/12/20ساعت 23:45 توسط تنها ترین تنها |
بعضي وقتا چشمام به قلبم حسوديشون مي شه ... مي دوني چرا ؟ چون .. تو هميشه توي قلبمي ولي از چشمم دوري
....................................................................................................................
من 4 چيزو خيلي دوست دارم، تو اسمون خدارو،
رو زمين خودمو، تو خودم قلبمو، تو قلبم تو رو.
اینم واسه زندگیم
............................................
سهراب گفتي:چشمها را بايد شست......شستم ولي !......... گفتي: جور ديگر بايد ديد.......ديدم ولي !.............. گفتي زير باران بايد رفت........رفتم ولي !............. او نه چشمهاي خيس و شسته ام را..نه نگاه ديگرم را...هيچ کدام را نديد !!!! فقط در زير باران با طعنه اي خنديد و گفت: " ديوانه باران نديده!!
+نوشته شده در85/12/16ساعت 22:36 توسط تنها ترین تنها |
تورا به جرم نگاه زيبايت درزندان قلبم محكوم به حبس ابد مي كنم مگر اينكه در دادگاه عشق در حضور عاشقان اعتراف كني كه دوستم داري +نوشته شده در85/12/10ساعت 14:23 توسط تنها ترین تنها |
نمي خواهم كسي با
گر هم قاصد من باشد و پيغام من گويد
نمي خواهم به قبرستان رود آن سرو دلجويم
كه شايد مرده اي زنده شود با او سخن گويد
قلب كشوري است كه پايتخت آن عشق نام دارد. محبت بر آن حكم فرماست. در نزديكي معين كشور نگاهي است به نام چشم كه آبشار اشك از آن جاري است. آب اين آبشار بعد از تجزيه به 2 عنصر تبديل مي شود ... يكي انتظار و ديگري جدايي...!!!
+نوشته شده در85/12/07ساعت 21:33 توسط تنها ترین تنها | |
تو دنیای عاشقی به کسی دل ببندید که واقعآ دوستتون داره پست الکترونيک آرشيو وبلاگ آيدي من نوشته هاي پيشين خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 پيوندها یعنی میشه... ؟؟ من و تو ... دنیای شادی... بهترین سایت دانلود رایگان... تنها ترین سردار... دختر پاییزی... درد و دل... فروغ الزمان(تنها ترین تنها 2) عزیز دلم( آجی فاطمه ) طراح قالب آرجی-پی سی پشتيباني بلاگــــفا.كـام RSS |