تبليغاتX
:: ...تنها ترين تنها،منم ::

...تنها ترين تنها،منم

هنوز خاکسترهای نیمه خاموش عشقم باقی است



 

چه ابلهانه! با تو خوش بودم!

 

 ! چه زود! به خاطره یک کلمه مرا ترك کردي

 

! چه ناجوانمردانه! نیازمندت شدم

 

 چه حقیرانه! واژه غریبه خداحافظی به من آمد!

 

 چه بیرحمانه! من سوختم!

 

... ولی هنوز هم دوستت دارم! غریبانه

.......................................................

شیشه دل را شکستن احتیاجش به سنگ نیست

این دل ما با نگاهی سرد پرپر میشود

 

...............................................................

چرا دنیا پر از حادثه های وارونه

 

عاشق کسی میشه که عاشقی نمیدونه

 

من به دنبال تو تو دنبال کسی دیگه

 

هیچ کدام ازما دوتا به اون یکی راست نمیگه

 

من واسه چشمای نازنین تو یک دیوونم

 

من دوست دارم ولی علتش رو نمیدونم

...........................................

شبی غمگین شبی بارانی و سرد

مرا در غربت فردا رها کرد

دلم در حسرت دیدار او ماند

مرا چشم انتظار کوچه ها کرد

به من می گفت تنهایی غریب است

ببین با غربتش با من چها کرد

تمام هستی ام بود و ندانست

که در قلبم چه آشوبی بپا کرد

و او هرگز شکستم را نفهمید

اگر چه تا ته دنیا صدا کرد

  ..........................................

 

عشق كليد شهر قلب است به شرط آن كه قفل دلت هرز نباشد

كه با هر كليدي باز شود

....................................................................

                          اگه ديدي 100 نفر دوست دارن                    يكيشون منم

اگه ديدي 10 نفر دوست دارن                     يكيشون منم

                     اگه ديدي 1 نفر دوست داره                        اون يه نفر منم

                     اگه ديدي كسي دوسـت نداره                    بدون كه من مــُردم

...............................................................................................

ستايشگران عشق،

 

كشتگان معشوق اند!

 

+نوشته شده در86/01/23ساعت 23:30 توسط تنها ترین تنها |

اونوقتی که فکر میکنی هیچ کسی نیست که حرف دلتو

بفهمه ... کسی هست که برای دیدنت روز شماری میکنه

 

..............................................................

فکرشو کن یه شب با هم یه گوشه ای تنها باشیم

با چهار تا دیوار و یه سقف جدا از این دنیا باشیم

من باشم و تو باشی و یه جفت دلهای بیقرار

فرصت خوب انتقام از لحظه ای انتظار

فکرشو کن عروسکم به اون شب پر التهاب

چشمهاتو روی هم بذار ، امشب به یاد من بخواب

فکرشو کن دستهای من رو قلب تو جون بگیره

دل دل بیقرارتو، توو سینه آروم بگیره

نه ساعتی باشه که شب سر بره و تموم بشه

نه هیچ کسی سر برسه ، ثانیه ای هروم بشه

چشمهاتو روی هم بذار ، امشب به یاد من بخواب


پيغام دلنواز تو آمد به سوي ما

بوسيدمش ، به ديده گريان نهادمش

از ترس آنكه سيل سرشكم بشويدش

از ديده بر گرفتم و بر جان نهادمش


اگه تو رو دوستت دارم خیلی زیاد ، منو ببخش

اگه تویی اون که فقط دلم می خواد ، منو ببخش

منو ببخش ، اگه شبها ستاره ها رو میشمارم

منو ببخش ، اگه بهت خیلی میگم دوستت دارم

منو ببخش ، اگه برات سبد سبد گل می چینم

منو ببخش ، اگه شبها فقط تو رو خواب میبینم.

+نوشته شده در86/01/07ساعت 22:33 توسط تنها ترین تنها |

هميشه دوست داشتم ابر باشم.چون ابر انقدر شهامت داره

که دلش هر وقت ميگيره جلوي همه گريه کنه.!!!

......................................................................................

شيمي نخوندم , ولي مي دونم اگه عشق نباشه ملکول هاي

 هيدروژن و اکسيژن نمي تونن اينقدر محکم همديگه رو

 فشار بدن که اشک جفتشون در بياد!!!.

+نوشته شده در86/01/07ساعت 22:22 توسط تنها ترین تنها |