تبليغاتX
:: ...تنها ترين تنها،منم ::

...تنها ترين تنها،منم

هنوز خاکسترهای نیمه خاموش عشقم باقی است



 

 

خیلی سخته یکی رو دوست داشته باشی؛ولی خودت رو لایقش ندونی تا بهش برسی.

 

خیلی سخته تولد یکی رو هیچ وقت فراموش نکنی؛ولی گرفتن هدیه ای که

 

 لایقش هست رو پیدا نکنی

 

 تا بهش بگی که همه آدمها فراموش کار نیستند.

 

خیلی سخته که تنها شماره تلفنی که تو ذهنت حک شده، داشته باشی؛ولی

 

نتونسته باشی که با اون شماره تماس بگیری

 

خیلی سخته که ناخواسته ازکسی که دوستش داری جدا شی و اون موقع خواسته باشی که

 

 بهش بفهمونی که همیشه بر خاطرات غبار نمیشنه.

 

خیلی سخته که خواسته باشی یکی دیگه فراموشت کنه؛ولی خودت نتونسته باشی که

 

 از یادش ببری.

 

خیلی سخته که به کسی پیغامی بدی،واون هم جواب تو رو نده؛و تو هم نتونسته باشی حرفی بزنی،

 

چونکه اون در جوابت میگه که"مگه خودت اینجوری نخواستی."

 

خیلی سخته که اسمی رو که خیلی دوست داری،بشنوی؛ولی خودت رو به نشنیدن بزنی.

 

خیلی سخته که کسی رو دوست داشته باشی؛ولی نتونسته باشی بهش بگی.

 

خیلی سخته که تو اوج تنهائی بغض گلوت رو گرفته باشه؛ولی نخواهی که

 

کسی از این موضوع خبردار شه.

 

خیلی سخته که آینده ات رو در گرو رسیدن به کسی دونسته باشی؛ولی نتونسته باشی بهش برسی.

 

خیلی سخته که آدمی روحتی یه بار دل سیر ندیده باشی و فقط تو خواب ببینی و بعد هم

 

بهش بگی که عاشقش شدی واون هم خواسته باشه که حرفهات رو باور کنه.

 

 بله خیلی سخته خلاصه . بیشتر از همه اینه که بهش چه بگی چه نگی دوست دارم

 

 باور نداشته باشه

 

+نوشته شده در86/03/14ساعت 15:56 توسط تنها ترین تنها |